تبلیغات
صفای کویر

صفای کویر

فرازهایى از مناجات شعبانیه

لازم به ذکر است که این مناجات مهم ترین اعمال این ماه است بر انسان ها که بعضى فقرات آن را در تمام سال ترک نکند گرچه در قنوت نماز خویش و سایر حالات روز مرّه خود به آن با خداى خود ارتباط پیدا کند. گفتنى است غفلت از آن غفلت از همه خوبى هاى این ماه است.

آنجا که مى گوید :

إِلَهِی هَبْ لِی كَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَیْكَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا إِلَیْكَ حَتَّى تَخِرَقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ (مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه)

یعنى اى خدا واضح و روشن ساز چشمهاى دل و جان ما را به شعایى که با آن به تو نظر کنند، تا اینکه این چشمها و دلها، پرده هاى نور را پاره کند و به معدن عظمت و بزرگى مقام تو واصل گردد و روح و روان ما به واسطه ارتباط با تو عزیز و بر هواهایمان غالب و پیروز شود.

خدایا بشنو دعایم را هرگاه دعا کنم و صداى ناله ام را بشنو هنگامى که صدایت کنم. و به من رو کن هنگامى که تو را مناجات کنم. خدا یا اگر مرا محروم کنى چه کسى به من روزى دهد و اگر تو مرا خوار کنى چه کسى مرا یارى کند. خدایا از خشم و غضبت به تو پناه مى برم. خدایا اگر من شایسته رحمت تو نیستم پس تو بر اینکه بر من به فضل وسیعت جود کنى شایسته اى.

خدایا گناهان من را در دنیا مى پوشانى ولى من به پوشاندن خطاها در آخرت نیازمندترم. زیرا در قیامت باید در حضور پیامبران، صلحا و شهدا پاسخ گوى اعمال خود باشم. چون در این دنیا همه مردم مثل خودم خطا کارند ولى در قیامت شرمندگى در حضور پیامبران و امامان معصوم را چگونه چاره جویى کنم؟

خدایا اگر مرا به جرمم مؤاخذه کنى تو را به عفوت مؤاخذه مى کنم. و اگر مرا به گناهم بازخواست کنى تو را به مغفرتت بازخواست مى کنم. و اگر مرا داخل جهنّم کنى به اهل جهنّم اعلام مى کنم که من خدا را دوست داشتم.

خدایا عمرى را در غفلت و بى خبرى و فراموشى گذراندم و جوانى ام را در حال مستى و دورى از تو به پیرى رساندم. خدایا غرور به کرمت مرا بیدار نکرد.

خدایا مرا از آنانى قرار ده که وقتى او را خواندى، پاسخت را داد. خدایا مرا از کسانى قرار ده که همواره به یاد تو هستند و پیمان تو را نمى شکنند. همواره شکرگزار تو هستند.

خدایا مرا به نور عزّت فروزنده ایت پیوند ده تا تو را بهتر بشناسم و از غیر تو جدا شوم. (مفاتیح الجنان، ص ۲۵۹٫)

و لازم است بیشتر تأمّل و دقت شود که آیا در قلب دعا کننده چشمى هست که به وسیله آن درک نور کند و از خود بپرسد آن پرده هاى نور چیست؟ و آیا آن چیزى که به نور تو محتجب شده و به معدن عظمت و بزرگى مقام تو متّصف است، چه مى باشد؟

دعا در ماه شعبان

دعا غیر از قرائت و خواندن کلمات و حروف است، تا اینکه بداند چه مى گوید؟ و از پروردگار خود چه درخواست مى کند؟ در این صورت بر دعا کننده صدق نمى کند که از پروردگار خود فلان چیز را خواسته است بلکه صدق مى کند که الفاظى را قرائت کرده و خواننده الفاظ ، غیر دعا کننده و خواهنده است.

خداى متعال مى فرماید: امّن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السّوء (سوره نمل، آیه ۶۲٫)

و نیز در جاى دیگر مى فرماید: ادعونى استجب لکم (سوره غافر، آیه ۶۰٫)

و همچنین مى فرماید: اسألوا اللّه من فضله (سوره غافر، آیه ۶۰٫) انّ اللّه کان بکم رحیم (سوره نساء، آیه ۲۹٫)

گفتنى است این مناجات تکان دهنده با این مفاهیم عظیم از برکات محمّد و خاندان اوست که قدر و عظمت آن را کسى نمى داند که صاحب دل آگاه و قلبى آکنده از محبت معصومین باشد چون در قرآن به صراحت بیان شده است براى کسى که قلبى آگاه و گوشى شنواى از حقیقت دارد شهادت و گواهى را به همراه مى آورد انّ فى ذالک لذکرى لمن کان له قلب او القى السمع و هو شهید. (سوره ق، آیه ۳۷٫)

و غافلان، از معرفت آن دور و از فوائد بزرگ و انوار درخشان آن مهجوراند بیشتر مردم قدر نعمت مناجات را نمى دانند و همانا منشأ این مناجات علوم و معارف ارجمندى است که جز کسانى که پا در راه محبت اهل بیت گذاشته اند، کس دیگرى بر مقام و حدود آن آگهى نخواهد یافت و آنان اولیاء خدا یعنى آنچنان کسانى هستند که از راه محبت اهل بیت عصمت و طهارت به آن دسترسى یافته اند و رسیدن به محبت اهل بیت عصمت و طهارت همانا بزرگترین نعمات آخرت است که هیچ یک از نعمات دنیوى را به آن مقایسه و سنجش نتوان نمود و اشاره حضرت به این موضوع است، آنجا که مى فرماید :

رُوِی عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْزَمُوا مَوَدَّتَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَإِنَّهُ مَنْ لَقِیَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ هُوَ یَوَدُّنَا دَخَلَ الْجَنَّةَ بِشَفَاعَتِنَا وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا یَنْفَعُ عبد [عَبْداً] عَمَلُهُ إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا وَ أَدَاءِ حَقِّنَا (إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏2، ص: 255)

از حضرت حسن بن على علیه السّلام روایت شده كه رسول خدا فرمود دوستى ما را بر خود واجب دارید زیرا كه هر كس روز رستاخیز خدا را دیدار كند و ما را دوست بدارد بواسطه‏ى شفاعت ما وارد بهشت مى‏شود بآن خدائى كه جان من در دست او است سوگند كردار هیچ بنده فائده ندارد مگر بمعرفت ما و اداء حق ما .

و در روایتی دیگر مشابه روایت بالا میفرماید :

عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْزَمُوا مَوَدَّتَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَإِنَّهُ مَنْ لَقِیَ اللَّهَ وَ هُوَ یُحِبُّنَا دَخَلَ الْجَنَّةَ بِشَفَاعَتِنَا وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا یَنْتَفِعُ عَبْدٌ بِعَمَلِهِ إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا (أمالی المفید، ص: 14) (بحار الأنوار ، ج‏27، ص: 102)

امام حسین (ع) از رسول خدا (ص) روایت كرده است كه فرمود : پیوسته با دوستى ما اهل بیت همراه باشید، كه هر كس خدا را ملاقات كند در حالى كه ما را دوست داشته باشد به شفاعت ما داخل بهشت گردد، و سوگند به آن كس كه جان من بدست قدرت اوست هیچ بنده‏اى از كار و كوشش خود بهره‏مند نگردد جز با معرفت و شناخت ما .

حال که سخن به اینجا رسید خوب است روایتی بسیار زیبا که از حضرت ابا عبد اله الحسین علیه السلام روایت شده را در اینجا ذکر کنم که جز اهل حق به باطن آن راه ندارند :

حَدَّثَنَا أَبِی رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِیسَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُبَیْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الْكَرِیمِ بْنِ عُبَیْدِ اللَّهِ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ عَطَاءٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‏ خَرَجَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ ع عَلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِكْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلَّا لِیَعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَنْ سِوَاهُ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طَاعَتُه . (علل الشرائع، ج‏1، ص: 9)

حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند:

حضرت حسین بن على علیه السّلام از جمع یارانشان بیرون آمده و خطاب به آنها فرمودند:

اى مردم، حقّ- جلّ ذكره- بندگانش را نیافریده مگر براى آن كه او را بشناسند و هنگامى كه او را شناختند عبادتش مى‏كنند و زمانى كه او را عبادت كردند از پرستش غیر او بى‏نیاز مى‏گردند.

مردى در بین یاران عرضه داشت : اى پسر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله: پدر و مادرم به فداى تو باد معرفت و شناخت خدا چیست؟

حضرت فرمودند : آنست كه اهل هر عصر و زمانى امامى را كه اطاعتش بر آنها واجب است بشناسند.

و هر گاه پرتو معرفت امام در باطن قلب جلوه‏گر گشت ، نسیم محبت به هیجان و حركت آید، و چون نسیم محبت وزیدن گرفت و در سایه محبت و محبوب مأنوس و آرام شد، محبوب خود را بر چیزهاى دیگر ترجیح و اختیار كرده و از فرمان و امر و نهى او پیروى نموده و اوامر و نواهى او را بر خواهشها و درخواستهاى دیگر مقدم خواهد شمرد، و اگر در بساط انس و مقام محبت اهل بیت استقامت ورزید و در انجام فرمان و اوامر و نواهى محبوب خود سعى وافى و مراقبت كرد، به حقیقت و روح راز و نیاز به محبوب خود رسد و از مقربان پیشگاه او محسوب خواهد شد.

خوب است به یک نکته کلیدی و بسیار مهم در اینجا اشاره شود که تمام این دعاها و اعمال عبادی برای دست یافتن به این معرفت است و خوشا به حال کسی که این معرفت روزی او شود چه آنکه فرمود :

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَ‏ اللَّهَ احْتَجَّ عَلَى النَّاسِ بِمَا آتَاهُمْ‏ وَ عَرَّفَهُمْ‏.

امام صادق (ع) فرمود : خدا بر مردم بآنچه بآنها داده و بایشان معرفى كرده حجت آورد .

(یعنى بمقدار عقل و فهمى كه بایشان داده و مطابق خیر و شرى كه بآنها شناسانده باز خواست كند نه بیش از آن مقدار كه از عدالت بدور است).

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِیمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع الْمَعْرِفَةُ مِنْ صُنْعِ مَنْ هِیَ‏ قَالَ مِنْ صُنْعِ اللَّهِ لَیْسَ لِلْعِبَادِ فِیهَا صُنْعٌ‏. (الكافی (ط - الإسلامیة)، ج‏1، ص: 164)

محمد بن حكیم گوید: بامام صادق (ع) عرضكردم: معرفت ساخت كیست؟ فرمود: ساخت‏ خداست، براى بندگان در ساخت آن بهره‏ئى نیست.

عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحِیمِ الْقَصِیرِ قَالَ: كَتَبْتُ عَلَى یَدَیْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ أَعْیَنَ إِلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ اخْتَلَفَ النَّاسُ فِی أَشْیَاءَ قَدْ كَتَبْتُ بِهَا إِلَیْكَ فَإِنْ رَأَیْتَ جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاكَ أَنْ تَشْرَحَ لِی جَمِیعَ مَا كَتَبْتُ بِهِ إِلَیْكَ اخْتَلَفَ النَّاسُ جُعِلْتُ فِدَاكَ بِالْعِرَاقِ فِی الْمَعْرِفَةِ وَ الْجُحُودِ فَأَخْبِرْنِی جُعِلْتُ فِدَاكَ أَ هُمَا مَخْلُوقَانِ ... فَكَتَبَ ع عَلَى یَدَیْ عَبْدِ الْمَلِكِ‏ بْنِ أَعْیَنَ سَأَلْتَ عَنِ الْمَعْرِفَةِ مَا هِیَ فَاعْلَمْ رَحِمَكَ اللَّهُ أَنَّ الْمَعْرِفَةَ مِنْ صُنْعِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْقَلْبِ مَخْلُوقَةٌ وَ الْجُحُودَ صُنْعُ اللَّهِ فِی الْقَلْبِ مَخْلُوقٌ‏ وَ لَیْسَ لِلْعِبَادِ فِیهِمَا مِنْ صُنْعٍ وَ لَهُمْ فِیهِمَا الِاخْتِیَارُ مِنَ الِاكْتِسَابِ فَبِشَهْوَتِهِمُ الْإِیمَانَ اخْتَارُوا الْمَعْرِفَةَ فَكَانُوا بِذَلِكَ مُؤْمِنِینَ عَارِفِینَ وَ بِشَهْوَتِهِمُ الْكُفْرَ اخْتَارُوا الْجُحُودَ فَكَانُوا بِذَلِكَ كَافِرِینَ جَاحِدِینَ ضُلَّالًا وَ ذَلِكَ بِتَوْفِیقِ اللَّهِ لَهُمْ وَ خِذْلَانِ مَنْ خَذَلَهُ اللَّهُ فَبِالاخْتِیَارِ وَ الِاكْتِسَابِ عَاقَبَهُمُ اللَّهُ وَ أَثَابَهُمْ ... . (التوحید (للصدوق)، ص: 227)

... پس حضرت (ع) بمن نوشت و بدست عبد الملك بن اعین داد كه بمن برساند باین عبارت كه سؤال كردى از معرفت كه آن چیست پس بدان خدا تو را رحمت كند كه معرفت از صنع و كارگرى خداى عز و جل باشد در دل كه مخلوق است و جحود نیز صنع خدا است كه در دل مخلوق است و بندگان را در این دو امر صنعى نیست و ایشان را در این‏ها اختیار است از اكتساب پس بشهوت ایشان كه ایمان را خواهش داشتند معرفت را اختیار كردند و باین واسطه مؤمن عارف شدند و بشهوت ایشان كه كفر را خواهش داشتند جهود را اختیار كردند و باین واسطه كافر جاحد گمراه شدند و این بتوفیق خدا است كه ایشان را توفیق داده و خذلان و واگذاشتن كسى است كه خدا او را واگذاشته پس خدا باختیار و اكتساب‏ ایشان را عقاب میفرماید و ثواب میدهد ... .




[ دوشنبه 12 تیر 1391 ] [ 11:44 ق.ظ ] [ عبد الرضا پرهیزگار ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :