تبلیغات
صفای کویر

صفای کویر

سخنرانى امام حسین علیه السّلام در مكّه  
چنین روایت شده هنگامى كه آن حضرت عزیمت مسافرت عراق داشت برخاست و خطبه اى انشاء فرمود و پس از آنكه خداوند وَدُود را ستایش ‍ نمود و ثناى جمیل بر حضرت ختمى مرتبت سرود، چنین فرمود كه به قلم تقدیر كشیده شد خط مرگ بر فرزندان آدم چون گردنبندى بر گردن مه وشان سیمین كه بدان زینت افزایند و چه بسیار مشتاقم به دیدار یاران دیرین كه از این دار فنا رستند و از این دام بلا جستند چون اشتیاق یعقوب به دیدار یوسف علیهماالسّلام و خداى U زمینى از براى من اختیار فرموده فیما بین سرزمین ((نواویس )) و ((كربلا)) كه به ناچار دیدار آن خواهم نمود. گویا مى بینم كه گرگان بیابان یعنى اَشْقیاى كوفه ، اعضاى مرا پاره پاره مى كنند كه شكم هاى گرسنه و مَشكهاى تهى خود را از آن انباشته دارند. فرارى از قضاى الهى نیست و نه از سرنوشت حق گریزى . آنچه خداى U بر آن خشنود است ، خشنودى ما در آن است . شكیباى بلاى حق هستیم و صابر بر قضاهاى او؛ پس اجر صابران به ما خواهد بخشید و پاره تن رسول صلّى اللّه علیه و آله از او جدایى ندارد؛ پس رفتار ما بر طریقه اوست و پاره هاى تن او در ریاض قُدس مجتمع خواهند گردید تا بدین واسطه چشمان رسول صلّى اللّه علیه و آله روشن شود و خدا به وعده خویش به رسولش ، وفا كند. هر كس را كه عزم جان نثارى است و خون خود را در راه دوستى ما خواهد ریخت ، بایدش كه آماده سفر شود؛ زیرا كه من بامداد فردا روانه خواهم شد به سوى عراق ، ان شاء اللّه (13) .
متن عربى :
وَرَوى اءَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ جَرِیرَ الطَّبَرِى الاِْمامیِّ فی كِتابِ ((دَلائِلِ الاِْمامَةِ)) قالَ:
حَدَّثَنا اءَبُو مُحَمَّدٍ سُفْیانُ بْنُ وَكیعٍ، عَنْ اءَبیهِ وَكیعٍ، عَنِ الاَْعْمَشِ قالَ:
قالَ اءَبُو مُحَمَّدٍ الْواقِدِیُّ وَزُرارَةُ بْنُ خَلَجٍ:
لَقینا الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ عَلَیْهِمَا السَّلامُ -قَبْلَ اءَنْ یَخْرُجَ إِلَى الْعِراقِ فَاءَخْبَرْناهُ ضَعْفَ النّاسِ بِالْكُوفَةِ وَاءَنَّ قُلُوبَهُمْ مَعَهُ وَسُیُوفَهُمْ عَلَیْهِ.
فَاءَوْمَاءَ بِیَدِهِ نَحْوَ السَّماءِ فَفُتِحَتْ اءَبْوابُ السَّماءِ وَنَزَلَتِ الْمَلائِكَةُ عَدَدا لایُحْصیهِمْ إِلا اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ فَق الَ علیه السّلام :
((لَوْلا تَقارُبُ الاَْشْیاءِ وَهُبُوطُ الاَْجْرِ لَقاتَلْتُهُمْ بِهؤُلاءِ، وَلكِنْ اءَعْلَمُ یَقینا اءَنَّ هُناكَ مَصْرَعى وَ مَصْرَعَ اءَصْحابى لا یَنْجُو مِنْهُمْ إِلاّ وَلَدى عَلِیُّ)).
وَرَوى مُعَمَّرُ بْنُ الْمُثَنّى فى مَقْتَلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام ، فَقالَ ما هذا لَفْظُهُ:
فَلَمّا كانَ یَوْمُ التَّرْوِیَةِ قَدَمَ عُمَرُ بْنُ سَعْدِ بْنِ اءَبى
ترجمه :
ابو جعفر محمد بن جریر طبرى امامى المذهب - عَلَیْهِ الرَّحْمَة - در كتاب ((دلائل الامامة )) خود روایت نموده كه گفت از براى ما حدیث كرد ابو محمد سفیان بن وكیع از گفته پدر خویش و او از ((اَعْمش )). روایت كرده كه ابو محمد واقدى و زرارة بن خلج چنین گفتند كه ما به شرف ملاقات جناب ابى عبداللّه الحسین علیه السّلام رسیدیم قبل از آنكه ایشان از مكّه معظّمه نهضت به سوى عراق فرماید؛ پس ضعف حال اهل كوفه را به خدمتش ‍ عرضه داشتیم و گفتیم با اینكه دلهایشان مایل خدمت آن جناب است و لكن شمشیرهایشان را بر روى او كشیده اند.
امام حسین علیه السّلام به دست مبارك خود اشاره به سوى آسمان نمود، پس درهاى آسمان باز شد و ملائكه بسیار نازل گردید به عددى كه احصاى آنها را بجز خداى U كسى نمى داند؛ پس فرمود: اگر نمى بود تقارب اشیاء به هم دیگر (یعنى آنكه باید هر امر مقدّرى به موجب اسباب مقدّره او جارى و واقع گردد) و باطل شدن اجر و ثواب ، هر آینه به كمك این ملائكه با این مردم مقاتله مى نمودم ، و لكن به موجب علم الیقین مى دانم كه در آن زمین است محل افتادن من و اصحاب و یاران من و باقى نخواهد ماند از همه ایشان احدى مگر فرزند دلبندم على امام زین العابدین علیه السّلام .
مَعْمَر بن مُثَنّى در باب شهادت ابى عبداللّه علیه السّلام به این مضمون روایت نموده كه چون روز ترویه شد عمربن سعد بن ابى وقّاص - عَلَیْهِ اللَّعْنَةُ - با لشكرى انبوه به امر یزید پلید وارد مكه معظّمه گردید
متن عربى :
وَقّاصٍ إِلى مَكَّةَ فى جُنْدٍ كَثیفٍ، قَدْ اءَمَرَهُ یَزیدُ اءَنْ یُناجِزَ الْحُسَیْنَ الْقِتالَ إِنْ هُوَ ناجَزَهُ اءَوْ یُقاتِلَهُ إِنْ قَدَرَ عَلَیْهِ، فَخَرَجَ الْحُسَیْنُ علیه السّلام یَوْمَ التَّرْوِیَةِ.
وَرُویتُ مِنْ كِتابِ اءَصْلٍ لاَِحْمَدِ بْنِ الْحَسَیْنِ بْنِ عُمَرَ بْنِ بَریدَةَ الثِّقَةِ وَعَلَى الاَْصْلِ اءَنَّهُ لِمُحَمَّدِ بْنِ داوُدَ الْقُمِّى بِالاِْسْنادِ عَنْ اءَبى عَبْدِ اللّهِ علیه السّلام قالَ: سارَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَنَفِیَّةِ إِلَى الْحُسَیْنِ علیه السّلام فِى اللَّیْلَةِ الَّتى اءَرادَ الْحُسَیْنُ الْخُرُوجَ صَبیحَتَها عَنْ مَكَّةَ.
فَقالَ لَهُ: یا اءَخى ، إِنَّ اءَهْلَ الْكُوفَةِ مَنْ قَدْ عَرَفْتَ غَدْرَهُمْ بِاءَبیكَ وَ اءَخیكَ، وَ قَدْ خِفْتُ اءَنْ یَكُونَ حالُكَ كَحالِ مَنْ مَضى ، فَإِنْ رَاءَیْتَ اءَنْ تُقیمَ فَإِنَّكَ اءَعَزُّ مَنْ بِالْحَرَمِ وَاءَمْنَعُهُ.
فَقالَ: ((یا اءَخى قَدْ خِفْتُ اءَنْ یَغْتالَنى یَزیدُ بْنُ مُعاوِیَةَ فِى الْحَرَمِ، فَاءَكُونَ الَّذى یُسْتَباحُ بِهِ حُرْمَةُ هذَا الْبَیْتِ)).
فَقالَ لَهُ ابْنُ الْحَنَفِیَّةِ: فَإِنْ خِفْتَ ذلِكَ فَصِرْ إِلَى الْیَمَنِ اءَوْ بَعْضِ نَواحِى الْبَرِّ، فَإِنَّكَ اءَمْنَعُ النّاسِ بِهِ،
ترجمه :
كه با آن حضرت جنگ كند در صورتى كه آن جناب سبقت در جنگ نماید والاّ اگر قدرت بر مقاتله او یابد با او قتال كند و او را به درجه شهادت رساند. پس موكب همایونى در روز ترویه از مكه معظّمه نهضت فرمود. و روایت دارم از كتاب اصلى از اصول اخبار كه جامع آن احمدبن حسین بن عمربن بریده است كه مردى ثقه و عدل بود و اصل آن روایات از محمدبن داود قمى است كه با اسناد خویش از حضرت امام صادق علیه السّلام روایت كرده كه آن حضرت فرمود: محمد بن حنفیّه به خدمت برادر والا مقام خود شرفیاب شد در آن شبى كه در صبح آن ، آن جناب عزم خروج از مكه معظمه داشت .
محمد عرض كرد: اى برادر، اهل كوفه آنانند كه شما غدر و مكر ایشان را نسبت به پدر بزرگوار و برادر عالى مقدار خویش مى دانى و من بیم دارم كه مبادا حال تو نیز بر منوال حال گذشتگان گردد؛ پس اگر راءى مبارك بر این قرار گرفت كه در مكه اقامت فرمایى تو عزیزتر و گرامى تر از هر كس كه مقیم حرم است خواهى بود. حضرت علیه السّلام در جواب فرمود: مى ترسم كه مبادا یزیدبن معاویه - لَعَنَهُ اللّهُ - بطور ناگهانى مرا مقتول سازد و به این واسطه من اوّل كسى باشم كه از جهت قتل من ، حرمت خانه خدا بشكند. محمد عرض نمود كه اگر از این مطلب تو را اندیشه است تشریف فرما یمن شو یا بعضى از نواحى دور دست را اختیار فرما؛ زیرا در آنجا از همه كس ‍ گرامى تر خواهى بود و هیچ كس بر تو دست نخواهد یافت .
متن عربى :
وَلا یُقْدَرُ عَلَیْكَ اءَحَدٌ.
فَقالَ: ((اءَنْظُرُ فیما قُلْتَ)).
فَلَمّا كانَ فِى السَّحَرِ إِرْتَحَلَ الْحُسَیْنُ علیه السّلام ، فَبَلَغَ ذلِكَ ابْنَ الْحَنَفِیَّةِ، فَاءَتاهُ، فَاءَخَذَ زِمامَ ناقَتِهِ وَقَدْ رَكِبَها فَقالَ: یا اءَخى اءَلَمْ تَعِدْنى النَّظَرَ فیما سَاءَلْتُكَ؟
قالَ: ((بَلى )).
قالَ: فَما حَداكَ عَلَى الْخُرُوجِ عاجِلا؟
فَقالَ: ((اءَتانى رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه علیه و آله بَعْدَما فارَقْتُكَ، فَقالَ: یا حُسَیْنُ، اءُخْرُجْ، فَإِنَّ اللّهَ قَدْ شاءَ اءَنْ یَراكَ قَتیلا)).
فَقالَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَنَفِیَّةِ: إِنّا للّهِِ وَإِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ، فَما مَعْنى حَمْلُكَ هَؤُلاءِ النِّساءِ مَعَكَ وَاءَنْتَ تَخْرُجُ عَلى مِثْلِ هذَا الْحالِ؟
قالَ: فَقالَ لَهُ: ((قَدْ قالَ لى : قَدْ شاءَ اءَنْ یَراهُنَّ سَبایا))، وَسَلَّمَ عَلَیْهِ وَمَضى .
وَذَكَرَ مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ الْكُلَیْنى فى كِتابِ الرَّسائِلِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیى ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ،
ترجمه :
آن جناب فرمود: در این باب ، باید نظرى نمود.
چون هنگام سحر شد، حكم فرمود موكب شریف را از مكه معظمه كوچ دهند و روانه راه شد. چون خبر به محمدبن حنفیّه رسید به خدمتش ‍ شتافت و زمام ناقه را كه بر آن سوار بود گرفت عرضه داشت :
یا اءَخى ! وعده فرمودى كه در آنچه عرضه داشتم تاءملى فرمایى ؟
امام حسین علیه السّلام فرمود: چنین است .
محمد گفت : پس چه چیز تو را واداشت كه با این سرعت ، عزم خروج از مكه نمودى ؟ فرمود: آن هنگام كه از نزدت جدا شدم ، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به نزد من آمد (یعنى در عالم خواب . و شاید معنى دیگر را اراده كرده باشد و در اینجا اجمال لفظ خالى از لطف نیست ) و فرمود: اى حسین ! برو به جانب عراق كه مشیّت الهى بر این متعلّق است كه تو را مقتول ببیند! محمد حنفیّه گفت : ((إِنّا للّهِِ وَإِنّا...)). چون چنین باشد پس مقصود از همراه بردن زن و بچه چیست ؟
راوى گوید: امام حسین علیه السّلام در جواب برادر، فرمود كه هم رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله به من فرموده كه مشیّت حق بر اسیرى ایشان تعلّق یافته كه خدا ایشان را اسیر ببیند.
امام علیه السّلام این سخن را فرمود آنگاه سلام وداع به برادر گفت و روانه مقصد شد.
محمدبن یعقوب كلینى رضى اللّهُ عنه در كتاب ((رسائل )) خویش به سند
متن عربى :
عَنْ اءَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ، عَنْ صَفْوانَ، عَنْ مَرْوانَ بْنِ إِسْماعیلَ، عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرانَ، عَنْ اءَبى عَبْدِ اللّهِ علیه السّلام قالَ: ذَكَرْنا خُرُوجَ الْحُسَیْنِ علیه السّلام وَتَخَلُّفَ ابْنِ الْحَنَفِیَّةِ عَنْهُ، فَقالَ اءَبُو عَبْدِ اللّهِ علیه السّلام : یا حَمْزَةُ إِنّى سَاءُحَدِّثُكَ بِحَدیثٍ لا تَسْاءَلُ عَنْهُ بَعْدَ مَجْلِسِنا هذا:
إِنَّ الْحُسَیْنَ علیه السّلام لَمّا فَصَلَ مُتَوَجِّها، اءَمَرَ بِقِرْطاسٍ وَكَتَبَ:
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
مِنَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ إِلى بَنی هاشِمٍ، اءَمّا بَعْدُ، فَإِنَّهُ مَنْ لَحِقَ بی مِنْكُمْ إِسْتَشْهَدَ، وَمَنْ تَخَلَّفَ عَنّى لَمْ یَبْلُغِ الْفَتْحَ، وَالسَّلامُ.
وَذَكَرَ الْمُفیدُ مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمانِ رضى اللّهُ عنه فى كِتابِ ((مَوْلِدِ النَّبِى صلّى اللّه علیه و آله وَمَوْلِدِ الاَْوْصِیاءِ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِمْ))، بِاءَسْنادِهِ إِلى اءَبى عَبْدِاللّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصّ ادِقِ علیه السّلام ، قالَ: لمّا سارَ اءَبُو عَبْدِ اللّهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِما مِنْ مَكَّةَ لِیَدْخُلَ الْمَدینَةَ، لَقِیَهُ اءَفْواجٌ مِنَ الْمَلائِكَةِ الْمُسَوَّمینَ وَالْمُرْدِفینَ فى اءَیْدیهِمِ
ترجمه :
مذكور در متن ، روایت نموده از حمزه بن حمران از حضرت امام صادق علیه السّلام كه در خدمت آن جناب سخن از خروج ابى عبداللّه الحسین علیه السّلام در میان آمد و آنكه محمد بن حنفیّه از نصرت آن جناب تخلّف نمود. امام صادق علیه السّلام فرمود: اى حمزه ، من تو را خبر دهم به حدیثى كه پس از این مجلس ، مرا از حال محمد بن حنفیه سؤ ال ننمایى : به درستى كه چون حضرت امام حسین علیه السّلام از مكّه جدا شد و توجّه به سوى عراق فرمود، فرمان داد كه پاره كاغذ به خدمتش آوردند و در آن نوشت :
((بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
این نوشته اى است از جانب حسین بن على به جماعت بنى هاشم .
امّا بعد؛ هر كس از شما به من بپیوندد شهید گردد و آنكه تخلّف نماید به پیروزى نرسد. والسلام .))

شیخ مفید محمد بن محمد بن نعمان رضى اللّهُ عنه در كتاب ((مولد النبى صلّى اللّه علیه و آله و مولد اءوصیائه )) به اسناد خود از حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام روایت كرده كه آن حضرت فرمود: در آن هنگام كه حضرت ابى عبداللّه الحسین علیه السّلام از مكه معظّمه بیرون آمد از براى آنكه وارد شهر مدینه طیّبه شود افواجى از ملائكه مسوّمین (صاحبان نشانه چنانچه سپاهیان را نشانه است ) و ملائكه مُرْدفین (یعنى فرشتگانى كه از عقب سر مى رسند مثل صفوف لشكر كه به نظام رود) كه حربه ها در دست و بر اسبهاى نجیب بهشتى سوار بودند شرفیاب
متن عربى :
الْحِرابُ عَلى نُجُبٍ مِنْ نُجُبِ الْجَنَّةِ، فَسَلَّمُوا عَلَیْهِ وَقالُوا: یا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ بَعْدَ جَدِّهِ وَاءَبیهِ وَاءَخیهِ، إِنَّ اللّهَ عَزَّ وَجَلَّ اءَمَدَّ جَدَّكَ رَسُولَ اللّهِصلّى اللّه علیه و آله بِن ا فى مَواطِنَ كَثیرَةٍ، وَاءَنَّ اللّهَ اءَمَدَّكَ بِنا.
فَقالَ لَهُمْ: الْمَوْعِدُ حُفْرَتى وَبُقْعَتِى الَّتى اءَسْتَشْهِدُ فیها، وَهِیَ كَرْبَلاءُ، فَإ ذا وَرَدْتُها فَاءْتُونى .
فَقالُوا: یا حُجَّةَ اللّهِ، إِنَّ اللّهَ اءَمَرَنا اءَنْ نَسْمَعَ لَكَ وَنُطیعَ، فَهَلْ تَخْشى مِنْ عَدُوٍّ یَلْقاكَ فَنَكُونَ مَعَكَ؟
فَقالَ: لا سَبیلَ لَهُمْ عَلَیَّ وَلا یَلْقُونی بِكَریهَةٍ اءَوْ اءَصِلَ إِلى بُقْعَتی .
وَاءَتَتْهُ اءَفْواجٌ مِنْ مُؤْمِنِى الْجِنِّ، فَقالُوا لَهُ:
یا مَوْلانا، نَحْنُ شیعَتُكَ وَاءَنْصارُكَ فَمُرْنا بِما تَشاءُ، فَلَوْ اءَمَرْتَنا بِقَتْلِ كُلِّ عَدُوٍّ لَكَ وَاءَنْتَ بِمَكانِكَ لَكَفَیْناكَ ذلِكَ.
فَجَزاهُمْ خَیْرا وَقالَ لَهُمْ: اءَما قَرَءْتُمْ كِتابَ اللّهِ الْمُنْزَلَ عَلى جَدّى رَسُولِ اللّهِ صلّى اللّه علیه و آله فى قَوْلِهِ: (قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فى بُیُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذینَ كُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهْم )، فَإ ذا اءَقَمْتُ فى مَكانى فَبِماذا یُمْتَحَنُ
ترجمه :
گردیده و بر آن حضرت سلام نمودند و عرض كردند: اى حجت خدا بعد از رسول خدا و امیرالمؤ منین و امام حسن علیهم السّلام بر جمیع عالم ، به درستى كه خداU مدد نمود جدّت صلّى اللّه علیه و آله را به وسیله ما در موارد بسیار و همانا حق تعالى ما را از براى امداد و یارى تو فرستاده .
امام علیه السّلام فرمود: وعده گاه ما در آن حفره و بقعه اى است كه در آن شهید مى شوم و نام آن ((كربلا)) است ؛ چون در آنجا وارد شوم به نزد من آیید. عرضه داشتند: اى حجت خدا، خداىU ما را فرمان داده كه سخن تو را بشنویم و مطیع امر تو باشیم ، آیا هیچ اندیشه از دشمنان دارى كه ما با تو همراه باشیم ؟ فرمود: دشمن را بر من راهى نیست و آسیبى به من نتوانند رسانید تا آن هنگام كه برسم به بقعه خود. و نیز جمعیّتى از مؤ منین طائفه جنّ به خدمت آن جناب رسیدند و عرض نمودند: اى مولاى ما! ماییم گروه شیعیان و یاران تو، ما را به آنچه كه بخواهى امر بفرما اگر ما را فرمان دهى كه جمیع دشمنان تو را به قتل رسانیم و تو در جاى خود آرام و مكین باشى ، كفایت دشمنان از جناب تو خواهیم نمود. امام حسین در جواب ایشان فرمود: خدا شما را جزاى خیر دهد، مگر این آیه شریفه را كه بر جدّم رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله نازل گردیده ، نخوانده اید: (قُلْ لَوْ...)
(14) ؛ یعنى بگو اى رسول خدا، همانا اگر در خانه هاى خویش ساكن شوید البتّه آنانكه حكم قتل بر ایشان مقدّر و مكتوب است در همان خانه هاى خود و خوابگاه خویش به مبارزت افتند (و از چنگال مرگ نتوانند فرار كنند).
متن عربى :
هذَا الْخَلْقُ الْمَتْعُوسُ، وَبِماذا یُخْتَبَرُونَ، وَمَنْ ذا یَكُونُ ساكِنَ حُفْرَتى .
وَقَدِ اخْتارَهَا اللّهُ تَعالى لى یَوْمَ دَحَا الاَْرْضَ، وَجَعَلها مَعْقَلا لِشیعَتِنا وَمُحِبّینا، تُقْبَلُ اءَعْمالُهُمْ وَصَلواتُهُمْ، وَیُجابُ دُعاؤُهُمْ، وَتَسْكُنُ شیعَتُنا، فَتَكُونَ لَهُمْ اءَمانا فِى الدُّنْیا وَالاَّْخِرَةِ؟ وَلكِنْ تَحْضُرُونَ یَوْمَ السَّبْتِ، وَهُوَ یَوْمُ عاشُوراء - فى غَیْرِ هذِهِ الرِّوایَةَ یَوْمَ الْجُمُعَةِ- الَّذى فى آخِرِهِ اءُقْتَلُ، وَلا یَبْقى بَعْدى مَطْلُوبٌ مِنْ اءَهْلى وَنَسَبى وَإِخْوانى وَ اءَهْلِ بَیْتى ، وَیُسارُ رَاءْسى إِلى یَزیدَ بْنِ مُعاوِیَةَ لَعَنَهُمَا اللّهُ.
فَقالَتِ الْجِنُّ: نَحْنُ وَاللّهِ یا حَبیبَ اللّهِ وَابْنَ حَبیبِهِ لَوْلا اءَنَّ اءَمْرَكَ طاعَةٌ وَ اءَنَّهُ لایَجُوزُ لَن ا مُخالَفَتُكَ لَخالَفْناكَ وَقَتَلْنا جَمیعَ اءَعْداءِكَ قَبْلَ اءَنْ یَصِلُوا إِلَیْكَ.
فَقالَ لَهُمْ علیه السّلام : وَنَحْنُ وَاللّهِ اءَقدَرُ عَلَیْهِمْ مِنْكُمْ، وَلكِنْ لِیَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَیَّنَةٍ وَیَحْیى مَنْ حَیَّ عَنْ بَیَّنَةٍ.
ثُمَّ سارَ الْحُسَیْنُ علیه السّلام حَتّى مَرَّ بِالتَّنْعیمِ، فَلَقِیَ
ترجمه :
پس هرگاه كه من در جاى خود اقامت گزینم پس به چه چیز این خلق كه مستعدّ از براى هلاكت هستند امتحان كرده خواهند شد و به كدام امر آزمایش مى شوند و چه كسى به جاى من در قبرم و گودال كربلا مدفون شود، حال آنكه خداىU این را در روز ((دَحْو الاَْرْض )) كه زمین را پهن نموده ، از براى من اختیار فرمود و آن را منزلگاه شیعیان و دوستان من قرار داده و در آنجا ساكن خواهند شد؛ پس آن زمین امان است از براى ایشان در دنیا و آخرت . و لكن در روز شنبه كه روز عاشورا است حاضر شوید و در روایتى غیر از این روایت ، فرمود: روز جمعه حاضر گردید كه من در آخر همان روز كُشته خواهم شد و هیچ كس پس از قتل من از اهل بیت و انساب و برادران من باقى نخواهد بود و سرم را مى برند به سوى یزید بن معاویه لَعَنَهُمَا اللّهُ - پس جنّیان عرض كردند: به خدا سوگند، اى حبیب خدا و پسر حبیب خدا! اگر نه این بود كه اطاعت امر تو بر ما واجب است و مخالفت فرمان تو ما را جایز نیست ، البته در این باب بر خلاف فرمانت ، همه دشمنان تو را به قتل مى رسانیدیم پیش از آنكه بتوانند به شما دست یابند. امام حسین علیه السّلام فرمود: به خدا سوگند، قدرت ما بر دفع دشمنان ، زیادتر از شماست ، و لكن نظر ما این است كه از روى بیّنه باشد و پس از اتمام حجت بر آنها، به هلاكت رسند و آنان كه زنده اند، زندگى آنان نیز در آخرت بر اساس بیّنه و حجّت باشد. پس آن حضرت روانه راه گردید تا رسید به منزل
متن عربى :
هُناكَ عِیْرا تَحْمِلُ هَدِیَّةً قَدْ بَعَثَ بِها بَحیرُ بْنُ رَیْسان الْحِمْیَرى عامِلُ الْیَمَنِ إِلى یَزیدِ بْنِ مُعاوِیَةَ فَاءَخَذَ علیه السّلام الْهَدِیَّةَ، لاَِنَّ حُكْمَ اءُمُورِ الْمُسْلِمینَ إِلَیْهِ.
ثُمَّ قالَ لاَِصْحابِ الْجِمالِ: ((مَنْ اءَحَبَّ اءَنْ یَنْطَلِقَ مَعَنا إِلَى الْعِراقِ وَفَیْناهُ كِراهُ وَاءَحَسَّنا صُحْبَتَهُ، وَمَنْ اءَحَبَّ اءَنْ یُفارِقَنا اءَعْطَیْناهُ كِراهُ بِقَدْرِ ما قَطَعَ مِنَ الطَّریقِ)).
فَمَضى مَعَهُ قَوْمٌ وَامْتَنَعَ قَوْمٌ آخَرُونَ.
ثُمَّ سارَ علیه السّلام حَتّى بَلَغَ ذاتَ عِرْقٍ، فَلَقِیَ بِشْرَ بْنَ غالِبٍ وارِدا مِنَ الْعِراقِ، فَسَاءَلَهُ عَنْ اءَهْلِها.
فَقالَ: خَلَّفْتُ الْقُلُوبَ مَعَكَ وَالسُّیُوفَ مَعَ بَنى اءُمَیَّةَ.
فَقالَ علیه السّلام : ((صَدَقَ اءَخُو بَنى اءَسَدٍ، إِنَّ اللّهَ یَفْعَلُ ما یَشاءُ وَیَحْكُمُ ما یُریدُ)).
قالَ الرّاوى : ثُمَّ سارَ علیه السّلام حَتّى اءَتَى الثَّعْلَبِیَّةَ وَقْتَ الظَّهیرَةِ، فَوَضَعَ رَاءْسَهُ، فَرَقَدَ ثُمَّ اسْتَیْقَظَ، فَقالَ:
((قَدْ رَاءَیْتُ هاتِفا یَقُولُ: اءَنْتُمْ تَسْرَعُونَ وَالْمَنایا
ترجمه :
((تنعیم )) و درآن مكان قافله اى را كه از طرف والى یمن - بحیر بن ریْسان حِمْیَرى ، هدایایى به یزیدبن معاویه مى برد، ملاقات كرد و امر فرمود آن هدیه ها را از آنها گرفتند؛ زیرا حكم و سلطنت امور مسلمین در آن عصر، به عهده امام حسین علیه السّلام بود و او امام امت رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله بود و به صاحبان شتران ، فرمود: هر كس دوست مى دارد كه با ما تا عراق بیاید كرایه او را تماما به او خواهیم داد و با او به نیكویى مصاحبت خواهیم داشت و هر كه را محبوب آن است ، كه از ما جدا شود، به قدر آنچه كه از یمن مسافت طى نموده و آمده ، كرایه به او عطا مى فرماییم ؛ پس گروهى در ركاب آن حضرت ماندند و جماعتى امتناع از رفتن نمودند. پس حضرت امام حسین علیه السّلام مَرْكَب راند تا آنكه به منزل ((ذات عِرْق ))
(15) رسید و در این منزل ((بشربن غالب )) كه از عراق مى آمد به خدمت امام علیه السّلام رسید و حضرت احوال اهل كوفه را پرسید. بشربن غالب عرض نمود: مردم را چنان گذاردم كه دلهاى ایشان با شما بود و شمشیرهاى آنان با بنى امیّه !؟ حضرت فرمود: برادر ما از بنى اسد، سخن به راستى گفت . به درستى كه خداىU به جا مى آورد آنچه را كه مشیّت او تعلّق یافته و حكم مى كند آنچه را كه اراده دارد. راوى گوید: امام علیه السّلام از آن منزل كوچ كرده و روانه شد تا به وقت زوال ظهر به منزل ((ثعلبیّه )) رسید، پس سر مبارك را بر بالین گذارد و اندكى به خواب رفت ، چون بیدار گردید فرمود: در خواب دیدم كه هاتفى همى گفت كه شما به سرعت مى رود و مرگ شما را
متن عربى :
تَسْرَعُ بِكُمْ إِلَى الْجَنَّةِ)).
فَقالَ لَهُ ابْنُهُ عَلِیُّ: یا اءَبَةِ اءَفَلَسْنا عَلَى الْحَقِّ؟
فَقالَ: ((بَلى یا بُنَیَّ وَاللّهِ الَّذی إِلَیْهِ مَرْجَعُ الْعِبادِ)).
فَقالَ لَهُ: یا اءَبَةِ إِذَنْ لا نُبالى بِالْمَوْتِ.
فَقالَ لَهُ الْحُسَیْنُ علیه السّلام : ((فَجَزاكَ اللّهُ یا بُنَیَّ خَیْرَ ما جَزا وَلَدا عَنْ والِدِهِ)).
ثُمَّ باتَ علیه السّلام فِى الْمَوْضِعِ الْمَذْكُورِ، فَلَمّا اءَصْبَحَ، فَإِذا هُوَ بِرَجُلٍ مِنْ اءَهْلِ الْكُوفَةِ یُكَنّى اءَباهِرَّةِ الاَْزْدى ، قَدْ اءَتاهُ سَلَّمَ عَلَیْهِ.
ثُمَّ قالَ: یَابْنَ رَسُولِ اللّهِ مَا الَّذى اءَخْرَجَكَ مِنْ حَرَمِ اللّهِ وَحَرَمِ جَدِّكَ رَسُولِ اللّهِصلّى اللّه علیه و آله ؟
فَقالَ الْحُسَیْنُ علیه السّلام : ((وَیْحَكَ یا اءَبا هِرَّةَ، إِنَّ بَنِى اءُمَیَّةَ اءَخَذُوا مالِى فَصَبَرْتُ، وَشَتَمُوا عِرْضى فَصَبَرْتُ، وَطَلَبُوا دَمى فَهَرَبْتُ، وَاءَیْمُ اللّهِ لَتَقْتُلَنِى الْفِئَةُ الْباغِیَةُ وَلَیَلْبِسَنَّهُمُ اللّهُ ذُلاًّ شامِلا وَسَیْفا قاطِعا، وَلَیُسَلِّطَنَّ اللّهُ عَلَیْهِمْ مَنْ یَذُلُّهُمْ، حَتّى یَكُونُوا اءَذَلَّ مِنْ قَوْمِ سَبَا إِذْ




برچسب ها: لهوف،
[ یکشنبه 28 آبان 1391 ] [ 11:00 ب.ظ ] [ عبد الرضا پرهیزگار ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :